|
takweb این وبلاگ ، فرهنگی ، ورزشی ، مذهبی ، طنز ،خبری و.... میباشد
| ||||||||||||||||
|
روز مادر رو از راه دور به مادر گلم تبریک میگم و امیدوارم همیشه سلامت باشه یه چیز دیگه اگه به تقویم قمری حساب کنیم امروز مصادفه با تولد من پس تولدم مبارک برچسبها: دلنوشته [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 19:11 ] [ مجید رهنما ]
بالاخره بعد از مدت ها انتظار وبسایت رسمی علی عبد المالکی وسعت صدای ایران افتتاح شد و همه رو شگفت زده کرد من که خیلی خوشم اومده از سایتش بهتون پیشنهاد میدم برید و یه سر بزنید
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:20 ] [ مجید رهنما ]
نمیدونم چی بنویسم و چی بگم از بس دلم واسه رفقا تنگ شده , واسه یه دور زدن باهاشون , واسه اینکه یه سر بریم کانون بشینیم پای کامپیوتر تو چت روم همدیگه رو سر کار بزاریم , واسه یه فوتبال بازی کردن تو باشگاه واسه همه اینا دلم تنگ شده و خیلی چیزای دیگه از دلتنگی یادم نمیاد ای خدا این روزای دوری رو زود تر بگذرون تموم بشه دارم دیوونه میشم برچسبها: دلنوشته [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:43 ] [ مجید رهنما ]
![]() خانم باربارا والترز که از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریکاست
سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقش های جنسیتی
در کابل تهیه کرد. برچسبها: طنز [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 13:55 ] [ مجید رهنما ]
در تمام روزهايى كه پيامبر بسترى بود، فاطمه «ع» در كنار بستر پيامبر نشسته و لحظهاى از او دور نمىشد. ناگاه پيامبر به دختر خود اشاره نمود كه با او سخن بگويد. دختر پيامبر قدرى خم شد و سر را نزديك پيامبر آورد. آنگاه پيامبر با او به طور آهسته سخن گفت. كسانى كه در كنار بستر پيامبر بودند، از حقيقت گفتگوى آنها آگاه نشدند. وقتى سخن پيامبر به پايان رسيد، زهرا سخت گريست و سيلاب اشك از ديدگان او جارى گرديد. ولى مقارن همين وضع، پيامبر بار ديگر به او اشاره نمود و آهسته با او سخن گفت. اين بار زهرا با چهرهاى باز و قيافهاى خندان و لبان پر تبسم سر برداشت. وجود اين دو حالت متضاد در وقت مقارن، حضرا را به تعجب واداشت. آنان از دختر پيامبر خواستند كه از حقيقت گفتار پيامبر آگاهشان سازد. زهرا فرمود: من راز رسول خدا را فاش نمىكنم.
نمایان شد ز خط آتش و دود / که جرم فاطمه حب علی بود پس از زهرا علی بی همزبان شد / اسیر امتی نامهربان شد . . . [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 13:21 ] [ مجید رهنما ]
سلام به دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ یه گله داشتم از راننده های تاکسی که دولتی هستند و واسه خودشون نرخ تعیین میکنن که خیلی ناراحتم میکنه چرا باید وقتی توی ترمینال اتوبوس پیدا نمیشه تاکسی های خطی راه دور کرایه ی 4000 تومانی رو 15000 تومن بگیرن شما بگین آخه این پول ها خوردن داره چطوری از گلوش پایین میره این کار ها رو کی میخواد پیگیری کنه این مشکلات تا کی میخواد باشه برچسبها: دلنوشته [ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:59 ] [ مجید رهنما ]
سال ۱۳۹۱ رو بعد از یک ماه به همه تبریک میگم امیدوارم سال خوبی برای همه باشه منو ببخشید اگه دیر این کار رو میکنم چون الان اومدم مرخصی و از همه معذرت خواهی میکنم [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 17:12 ] [ مجید رهنما ]
روزای دلخوشی بی تو سر اومده [ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 11:45 ] [ مجید رهنما ]
سلام دوستان من اومدم مرخصی ولی چون وقت ندارم و زود باید برم تو یه جمله بهتون بگم که به من که خیلب داره خوش میگذره و جاتون خالیه اگه شترش در خونه هر کدومتون خوابید نذارید بلند بشه برد خدمت و هیچ دوره ای آموزشی نمیشه برچسبها: دلنوشته [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 19:22 ] [ مجید رهنما ]
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 16:10 ] [ مجید رهنما ]
برچسبها: طنز [ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 15:56 ] [ مجید رهنما ]
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 15:51 ] [ مجید رهنما ]
سلام خدمت بازدید کنندگان و دوستان گرامی من از خدمت اومدم مرخصی و اولین مرخصی رو دارم تجربه مبکنم روز اول جاتون خالی خیلی خوش گذشت و با حال بود (ایشالا برید و تجربه کنید ) هنوز نرسیده نامردا بهمون آش دادن خوردیم :d بعدش گروهی راه افتادیم از سر پادگان رفتیم به ته پادگان با پای پیاده هر 200 متر هم یه فرم بیوگرافی میدادن تو فرم نوشته بود آیا مشکل خاصی دارید ؟ منم تو دلم گفتم په نه په هیچ مشکلی نداریم و همه چی آرومه خلاصه رفتیم واسه تحویل لباس و اینجور کارا قبلش توی خوابگاه یکی از پایه بالا ها اومد واسمون گفت که چی لازم داریم واسه اونجا که یه چیزای مسخره ای بود که آدم خندش میگیره مثلا یه شاخه گل سرخ مصنوعی یا 10 متر طناب آبی رنگ ، همه چی هم باید آبی باشه بعد رفتیم لباس ها رو تحویل بگیریم ، بهمون یه کیسه برزنتی سنگین دادن که توش یه دست لباس و یه جفت پوتین بود که پوتینش از آشغال ترین جنس بود که به پای منم کوچیک بود خلاصه بعد از چک کردن وسائل به هر کدوم یه برگه مرخصی دادن که تاریخش تا 25 بهمن ساعت 7 صبح بود ، از پادگان زدیم بیرون و سوار اتوبوس شدیم و برگشتیم وقتی اومدیم خونه دیدیم هیچکی انتظار ما رو نمیکشیده و منتظر نبوده ما برگردیم و همه رو شوکه کردیم فرداش که امروز میشه رفتم شهر واسه اندازه کردن لباس ها ، شلوارش که از پام بالا نمیومد ، پوتینشم که اینجوری پوتین مارو 2000 تومن برداشتن و یه پوتین بهمون دادن 20000 تومن آخه به کی بگی 18000 تومن اختلاف قیمت یه پوتین خلاصه جیب مبارک آقا مجید یه روزه خالی شد و پولی واسش نموند که باهاش برگرده پادگان اینم از این دوروز دیگه از چی بگم از اون پادگانی که .... برچسبها: دلنوشته [ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 0:31 ] [ مجید رهنما ]
سلام به همه دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ این ویلاگ تا اطلاع ثانوی (که من بیام مرخصی ) به روز نمیشه خلاصه که من رفتم که رفتم حلالم کنید . برچسبها: دلنوشته [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:47 ] [ مجید رهنما ]
شبی اوباما و همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند. وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند و آنها هم اجازه دادند. و همسر اوباما به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد. بعد از آن اوباما از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟ همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است... سپس اوباما گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی. همسر اوباما در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج می کردم او الان رئیس جمهور بود. برچسبها: داستانکده [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:45 ] [ مجید رهنما ]
زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.» برچسبها: داستانکده [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:43 ] [ مجید رهنما ]
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت. بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد! ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد. برچسبها: داستانکده [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:42 ] [ مجید رهنما ]
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 12:6 ] [ مجید رهنما ]
تیم فوتبال پرسپولیس با هت تریک ایمون زاید مهاجم ایرلندی این تیم، استقلال را با نتیجه 3 بر 2 شکست داد. به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، سرخپوشان که پیش از آغاز این دیدار، روز خوبی را برای خود پیش بینی می کردند، از ابتدای بازی هجومی ظاهر شدند و در یک غافلگیری، دقایقی از بازی را از دست دادند و با نتیجه یک بر صفر در نیمه اول به رختکن رفتند. در آغاز نیمه دوم و در دقیقه 49 این بازی، سرخپوشان بار دیگر میدان را در اختیار حریف قرار دادند و گل دوم را دریافت کردند. در ادامه، مصطفی دنیزلی دو تعویض هم زمان انجام داد. ابتدا مهدی مهدوی کیا را به جای هادی نوروزی به زمین فرستاد و پس از آن ایمون زاید را جانشین غلامرضا رضایی کرد. بازیکنان تعویضی پرسپولیس روند خوبی را در پیش گرفته بودند که مهرداد اولادی با یک خطا، از علیرضا فغانی کارت قرمز دریافت کرد و تیم پرسپولیس از دقیقه 68 با 10 بازیکن در برابر تیمی قرار گرفت که برای گل های بیشتر به سمت دروازه سرخپوشان هجوم می آورد اما بازیکنان تعویضی دنیزلی نقش بسزایی در هجومی شدن پرسپولیس ایفا کردند و در زمانی که هواداران پرسپولیس ناامید شده بودند و رفته رفته ورزشگاه را ترک می کردند، مهاجم ارزشمند و برگ برنده سرخپوشان آتش بازی خودش را آغاز کرد و در دقایق 81، 83 و 91 دروازه مهدی رحمتی، دروازه بان آبی پوشان را در سه مرحله به آتش کشید و امید را در دل هواداران زنده کرد. ضمن اینکه در ادامه بازی حسین بادامکی سومین بازیکن تعویضی پرسپولیس بود که به جای محمد نوری وارد زمین شد. در نهایت تیم پرسپولیس با گل های پی در پی و بسیار زیبای ایمون زاید حریف سنتی خود را شکست داد و 3 امتیاز حساس این دیدار را در حساب خود ذخیره کرد. بازیکنان استقلال: مهدی رحمتی، الونگ (۴۶- محسن یوسفی)، حنیف عمران زاده، میثم حسینی، علی حمودی، کیانوش رحمتی، پژمان منتظری، اسماعیل شریفات، فریدون زندی، میلاد میداودی ( ۹۰- یرکوویچ)، آرش برهانی سرمربی: پرویز مظلومی بازیکنان پرسپولیس: حسین هوشیار، رضا نورمحمدی، مجتبی شیری، ابراهیم شکوری، حمید علی عسگر، مازیار زارع، محمد نوری (۸۹- حسین بادامکی)، هادی نوروزی (۵۶- مهدی مهدوی کیا)، غلامرضا رضایی (۵۶- ایمون زائد)، مهرداد اولادی، علی کریمی برچسبها: اخبار گوناگون [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 12:1 ] [ مجید رهنما ]
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: از دو جهت خوشحالم، يكي اين كه فوتبالدوستان ايراني شاهد يك چنين داربي زيبايي بودند و دیگری براي طرفداران پرسپوليس كه چنين تيم خوبي دارند. به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، مصطفی دنیزلی سرمربی سرخپوشان پایتخت پس از شکست دادن استقلال در داربي 74 در کنفرانس خبری پس از این مسابقه در جمع اصحاب رسانه گفت: این بازی تركيبي از معجزه و واقعيت فوتبال بود. خوشحالم كه توانستيم به روند پيروزيهاي استقلال در داربي پايان دهيم. وی افزود: ما امروز نشان داديم كه واقعيت پرسپوليس اين است كه تا دقيقه 90 بدانيم بازي تمام نشده و براي پيروزي تلاش كنيم. خوشحالم كه توانستيم به روند پيروزيهاي استقلال در داربي پايان دهيم. دنيزلي در مورد تعويضهاي خود در نيمه دوم گفت: بالاخره تاثيرگذاري نيمكت در چنين مواقعي مشخص ميشود. واقعيت اين است كه شروع بازي آن طور كه ما پيشبيني كرده بوديم نبود اما من، هم به خاطر طرفداران پرسپوليس و هم به خاطر مهدويكيا و زايد كه توانستند در نيمه دوم با ورودشان به زمين نتيجه را عوض كنند، خوشحالم. فلسفه ما اين بود كه شروع بازي مهم است اما پايان بازي مهمتر كه امروز توانستيم اين موضوع را به خوبي نشان دهيم. سرمربی پرسپولیس در پاسخ به سوالی مبنی بر ارزیابی استقلال در نيمه دوم تصریح کرد: بعد از اينكه استقلال گل دوم را به ما زد ممكن است اين تفكر در آنها به وجود آمده باشد كه بازي تمام شده اما يك طرف دیگر كار به این موضوع می اندیشید كه بازي تمام نشده است و آن ما بوديم كه در نهايت بازي را برديم. دنيزلي درباره اين موضوع كه چرا هواداران پرسپوليس بعد از گل دوم استقلال كاملا سكوت كرده بودند، گفت: امروز ما يك درس گرفتيم و هواداران ما هم يك درس. آنها فهميدند كه اگر حتي تيم عقب بيفتد نبايد دست از تشويق تيمشان بردارند. مواقعي هست كه هوادران به بازي تيم ريتم ميدهند و بعضي از زمانها هم برعكس است. امروز، این تيم بود كه هواداران را به وجد آورد. دنیزلی در ادامه افزود: ما ليگ قهرمانان را پيشرو داريم كه بسيار مشكل است. ميتوانيم دو كار انجام دهيم. يا يك راه جديد پيدا كنيم يا يك راه جديد بسازيم. از آنجا كه ما راهي پيدا نميكنيم بايد آن را بسازيم. هر روز و هر ساعت براي اينكه كمبودهايمان را كمتر كنيم زمان هست. من دوست داشتم كه بازيكناني را جذب كنم كه در ليگ قهرمانان به ما كمك كنند. سرمربی قرمزپوشان در پایان در خصوص سيستم پرسپوليس گفت: سيستمها متغيرند و نميشود كه هميشه يك سيستم داشت. چيزي كه سيستمها را تعيين ميكند برنامهاي است كه مربي در دست دارد. من خيلي روي اعداد تكيه نميكنم اما امروز ما يكي از بهترين بازيهايمان را با يك بازيكن كمتر و با همان سيستم خودمان انجام داديم.برچسبها: اخبار گوناگون [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 12:0 ] [ مجید رهنما ]
برچسبها: اخبار گوناگون [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 11:55 ] [ مجید رهنما ]
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 18:54 ] [ مجید رهنما ]
آهنگ بسیار زیباس مهران مرادی به نام تحمل پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید برای دانلود اینجا کلیک کنید برچسبها: آهنگ ایرانی موسیقی ایرانی آهنگ های جدید [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 17:50 ] [ مجید رهنما ]
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 0:49 ] [ مجید رهنما ]
برچسبها: اخبار گوناگون [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 0:41 ] [ مجید رهنما ]
برچسبها: اخبار گوناگون [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 0:37 ] [ مجید رهنما ]
امشب عکسی رو براتون گذاشتم که قبل از سریازی گرفتم ایشالا بعد از اینکه اومم مرخصی یه عکس با لباس سربازی میذارم تو وبلاگ
برچسبها: دلنوشته [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 23:12 ] [ مجید رهنما ]
سلام به همه بازدید کنندگان وبلاگ من با ادامه دلنوشته هام در خدمتتون هستم امروز 10/11/90 مامور اداره پست برگه سفید خدمت رو واسم آورد که محل خدمتم مشخص شده بود دژبان مرکز / کهریزک / سماجا ایشالا 18/11/90 من رفتنی شدم که برم خدمت دوستان حلالم کنید برچسبها: دلنوشته [ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 21:52 ] [ مجید رهنما ]
خوب نگاه کنید
برچسبها: سرگرمی [ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 12:19 ] [ مجید رهنما ]
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم از زن و غر زدن روز و شبش آزادم نه کسی منتظرم هست که شب برگردم نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب نرود از سر ذلت به هوا فریادم “هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست” نکته ای بود که فرمود به من استادم شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!) زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش! مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم! هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم نه برای دل هر دختر و زن فرهادم الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”
برچسبها: لطیفه داستان های خنده دار طنز [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 15:47 ] [ مجید رهنما ]
|
||||||||||||||||
| [ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] | ||||||||||||||||